آرایههای ادبی فارسی
تعریف کوتاه آرایههای پرتکرار ادبیات فارسی همراه با نمونه؛ مناسب مرور پیش از امتحان و کنکور.
زمان لازم
با ۱۵ کارت جدید در روز، همهی کارتها را در حدود ۲ روز میبینید و تقریباً یک ماه بعد از آخرین کارت، چرخهی لایتنر کامل میشود.
روش مرور
روی کارت «آرایه» را میبینید و «تعریف» را به یاد میآورید. کارتهای درست دیرتر و کارتهای نادرست فردا دوباره نمایش داده میشوند.
قابل ویرایش
پس از افزودن، این جعبه مال شماست: کارت حذف یا اضافه کنید، توضیح بنویسید یا آن را برای دوستتان خروجی بگیرید.
فهرست کامل کارتها
| # | آرایه | تعریف | نمونه | حوزه |
|---|---|---|---|---|
| ۱ | تشبیه | مانند کردن چیزی به چیزی دیگر در صفتی مشترک. | «قد تو چون سرو است.» | بیان |
| ۲ | استعاره | تشبیهی که یکی از دو رکن اصلی آن (مشبه یا مشبهبه) حذف شده باشد. | «نرگس» به جای «چشم» | بیان |
| ۳ | مجاز | به کار بردن واژه در معنای غیرحقیقی، با وجود قرینه و پیوندی میان دو معنا. | «همهی شهر شاد شدند.» (شهر: مردم شهر) | بیان |
| ۴ | کنایه | سخنی با دو معنای نزدیک و دور که مقصود گوینده معنای دور است. | «دست از پا درازتر برگشت.» (ناکام ماند) | بیان |
| ۵ | تشخیص (جانبخشی) | نسبت دادن ویژگیها و رفتارهای انسانی به غیرانسان. | «ابر میگرید و باغ میخندد.» | بیان |
| ۶ | حسآمیزی | آمیختن دو یا چند حس در یک تعبیر. | «خبر تلخ» (شنیدن + چشیدن) | بیان |
| ۷ | واجآرایی | تکرار یک صامت یا مصوت در کلام برای ایجاد موسیقی. | «خیزید و خز آرید که هنگام خزان است» — منوچهری | بدیع لفظی |
| ۸ | جناس تام | دو واژه با شکل و تلفظ یکسان و معنای متفاوت. | «برادر که در بند خویش است نه برادر نه خویش است.» — سعدی | بدیع لفظی |
| ۹ | سجع | هماهنگی واژههای پایانی جملهها در وزن، حرف آخر یا هر دو (در نثر). | «منت خدای را عزّ و جلّ که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت.» — گلستان | بدیع لفظی |
| ۱۰ | تضاد (طباق) | آوردن دو واژه با معنای مخالف در یک کلام. | «شب و روز»، «پیدا و پنهان» | بدیع معنوی |
| ۱۱ | متناقضنما (پارادوکس) | ترکیب دو مفهوم ناسازگار که در ظاهر ناممکن ولی در باطن معنادار است. | «فریاد خاموش» | بدیع معنوی |
| ۱۲ | مراعاتنظیر | آوردن واژههایی از یک مجموعه که با هم تناسب دارند. | «گل، بلبل، باغ و بهار» | بدیع معنوی |
| ۱۳ | تلمیح | اشاره به داستان، آیه، حدیث یا رویدادی مشهور. | اشاره به گلستان شدن آتش برای ابراهیم | بدیع معنوی |
| ۱۴ | اغراق | بزرگنمایی در توصیف، به اندازهای که باورپذیر نباشد. | «ز سم ستوران در آن پهن دشت / زمین شش شد و آسمان گشت هشت» — فردوسی | بدیع معنوی |
| ۱۵ | ایهام | آوردن واژهای با دو معنا که هر دو در کلام پذیرفتنی باشند. | «شیرین»: هم خوشایند و هم نام معشوق خسرو | بدیع معنوی |
| ۱۶ | حسن تعلیل | آوردن علتی ادبی و خیالانگیز برای یک پدیده. | باریدن باران به سبب اندوه آسمان | بدیع معنوی |
| ۱۷ | تضمین | آوردن بیت یا مصراعی از شاعری دیگر در شعر خود. | معمولاً با ذکر نام شاعر یا در گیومه | بدیع معنوی |
| ۱۸ | ارسالالمثل | آوردن ضربالمثل یا سخنی که به شکل مثل درآمده در شعر. | «دو صد گفته چون نیم کردار نیست» — فردوسی | بدیع معنوی |
اشتباهی در این جعبه دیدید؟ به ما خبر دهید تا اصلاح شود.
جعبههای مرتبط
۶۰ واژهی ضروری انگلیسی
واژههای پرکاربرد آزمونها و متنهای دانشگاهی، همراه با معنی فارسی و جملهی نمونه.
اصطلاحات رایج مکالمهی انگلیسی
عبارتهایی که در فیلمها و مکالمههای روزمره زیاد میشنوید، با معادل محاورهای فارسی.
فعلهای بیقاعدهی انگلیسی
سه شکل اصلی پرکاربردترین فعلهای بیقاعده: حال ساده، گذشتهی ساده و اسم مفعول.