اصطلاحات رایج مکالمهی انگلیسی
عبارتهایی که در فیلمها و مکالمههای روزمره زیاد میشنوید، با معادل محاورهای فارسی.
زمان لازم
با ۱۵ کارت جدید در روز، همهی کارتها را در حدود ۲ روز میبینید و تقریباً یک ماه بعد از آخرین کارت، چرخهی لایتنر کامل میشود.
روش مرور
روی کارت «عبارت» را میبینید و «معادل فارسی» را به یاد میآورید. کارتهای درست دیرتر و کارتهای نادرست فردا دوباره نمایش داده میشوند.
قابل ویرایش
پس از افزودن، این جعبه مال شماست: کارت حذف یا اضافه کنید، توضیح بنویسید یا آن را برای دوستتان خروجی بگیرید.
فهرست کامل کارتها
| # | عبارت | معادل فارسی | کاربرد | لحن |
|---|---|---|---|---|
| ۱ | How's it going? | چطوری؟ اوضاع چطوره؟ | برای احوالپرسی دوستانه | محاورهای |
| ۲ | Long time no see. | خیلی وقته ندیدمت! | وقتی کسی را بعد از مدتها میبینید | محاورهای |
| ۳ | Take it easy. | سخت نگیر؛ (گاهی) خداحافظ | هم برای آرام کردن و هم هنگام خداحافظی | محاورهای |
| ۴ | I'm on my way. | تو راهم، دارم میام. | وقتی در حال رسیدن هستید | خنثی |
| ۵ | Never mind. | مهم نیست، بیخیال. | وقتی نمیخواهید موضوعی را ادامه دهید | خنثی |
| ۶ | It's up to you. | به خودت بستگی داره؛ انتخاب با توئه. | وقتی تصمیم را به طرف مقابل میسپارید | خنثی |
| ۷ | Make yourself at home. | راحت باش، خونهی خودته. | هنگام پذیرایی از مهمان | دوستانه |
| ۸ | I'm just looking. | فقط دارم نگاه میکنم. | در فروشگاه، جواب «کمکی لازم دارید؟» | خنثی |
| ۹ | Could you say that again? | میشه دوباره بگید؟ | وقتی حرفی را متوجه نشدهاید | مؤدبانه |
| ۱۰ | What do you do? | شغلت چیه؟ | پرسیدن شغل، نه کار فعلی | خنثی |
| ۱۱ | I'm running late. | دیرم شده؛ دارم دیر میرسم. | خبر دادن تأخیر | خنثی |
| ۱۲ | Let me know. | خبرم کن. | وقتی منتظر پاسخ یا تصمیم کسی هستید | خنثی |
| ۱۳ | No worries. | اشکالی نداره، نگران نباش. | پاسخ به عذرخواهی یا تشکر | محاورهای |
| ۱۴ | Break a leg! | موفق باشی! | پیش از اجرا یا امتحان؛ معنی تحتاللفظی ندارد | اصطلاح |
| ۱۵ | It's a piece of cake. | خیلی آسونه؛ مثل آب خوردنه. | برای کار بسیار ساده | اصطلاح |
| ۱۶ | I can't help it. | دست خودم نیست. | وقتی نمیتوانید جلوی کاری را بگیرید | خنثی |
| ۱۷ | Fair enough. | منطقیه، قبول. | پذیرفتن دلیل طرف مقابل | محاورهای |
| ۱۸ | Same here. | منم همینطور. | اعلام موافقت یا حس مشترک | محاورهای |
| ۱۹ | Hang on a second. | یه لحظه صبر کن. | درخواست کمی زمان | محاورهای |
| ۲۰ | Keep in touch. | در تماس باشیم. | هنگام خداحافظی طولانی | دوستانه |
| ۲۱ | Sounds good. | خوبه، موافقم. | تأیید یک پیشنهاد | محاورهای |
| ۲۲ | I'm all ears. | سراپا گوشم. | نشان دادن آمادگی برای شنیدن | اصطلاح |
| ۲۳ | Cheer up! | غصه نخور! سرحال باش! | دلداری دادن | دوستانه |
| ۲۴ | Could you give me a hand? | میتونی کمکم کنی؟ | درخواست کمک | مؤدبانه |
| ۲۵ | It's on me. | مهمون من؛ حساب با من. | وقتی هزینه را شما میپردازید | دوستانه |
| ۲۶ | Let's call it a day. | برای امروز بسه، تمومش کنیم. | پایان دادن به کار روزانه | اصطلاح |
| ۲۷ | Better late than never. | دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است. | ضربالمثل | ضربالمثل |
| ۲۸ | Out of the blue | ناگهانی، بیمقدمه | He called me out of the blue. | اصطلاح |
| ۲۹ | Under the weather | کمی ناخوش، بیحال | I'm feeling a bit under the weather today. | اصطلاح |
| ۳۰ | Once in a blue moon | خیلی بهندرت | We eat out once in a blue moon. | اصطلاح |
اشتباهی در این جعبه دیدید؟ به ما خبر دهید تا اصلاح شود.
جعبههای مرتبط
۶۰ واژهی ضروری انگلیسی
واژههای پرکاربرد آزمونها و متنهای دانشگاهی، همراه با معنی فارسی و جملهی نمونه.
فعلهای بیقاعدهی انگلیسی
سه شکل اصلی پرکاربردترین فعلهای بیقاعده: حال ساده، گذشتهی ساده و اسم مفعول.
آرایههای ادبی فارسی
تعریف کوتاه آرایههای پرتکرار ادبیات فارسی همراه با نمونه؛ مناسب مرور پیش از امتحان و کنکور.